زبان آموز محترم شما در این بخش با خلاصه ایی از نکات دستوری زبان انگلیسی و کاربردشان آشنا می شوید
1- زمان حال ساده :
یکی از مهمترین زمان ها در زبان انگلیسی زمان حال ساده می باشد که کاربرد هایی دارد از مهمترین کاربردهای این زمان می توان
الف) بیان اعمالی که به طور روزمره و مداوم انجام میدهیم
Nurses take care of patients in hospital.
ب) بیان حقایق علمی
The water freeze at 0 degree
ج) بیان تیتر روزنامه ها و اخبار
The army withdraws two next days
2- زمان گذشته ساده:
برای بیان کارهایی که در چند ثانیه چند دقیقه پیش اتفاق افتاده و اثرش را در همان لحظه گذاشته است.
این زمان افعال اصلی به دو گروه تقسیم می شوند :
بی قاعده با قاعده
افعال با قاعده به انتهایشان d و یا ed اضافه می شود
افعال بی قاعده حفظی می باشند .
قیدهای رایج در این زمان :
Yesterday / last year/two years ago / a few minutes ago/ a couple of years and…
نکته خیلی مهم : در این زمان همانند زمان حال ساده هرگاه فعل کمکی did بیاید فعل اصلی شکل ساده خودش برمیگردد مثال:
I went to the hospital yesterday.
Did you go to the hospital yesterday ?
3- توانایی ها در زبان انگلیسی :
برای بیان توانایی ها در این زمان از افعال can / could/able to استفاده میکنیم که could گدشته can می باشد . can و able to مثل هم می باشند از can بیشتر در مکالمات استفاده میکنیم .
نکته : گاهی اوقات از فعل could که گدشته can میباشد می توان با این افعال بکار برد :
See/ hear/ smell/taste/feel /remember/understand
مثال: when we went into the house , we could smell burning
4-زمان حال استمرار :
این زمان در زبان انگلیسی سه کاربرد دارد که به تک تک کاربردهای این زمان اشاره می کنیم :
الف) از این زمان برای بیان وقایع و کارهایی که در لحظه ایی که صحبت میکنیم و در حال انجام شان هستیم استفاده می کنیم مثلا:
What are you doing ? im working right now .
ب) از این زمان برای بیان برنامه ها و کارهایی که در آینده نزدیک انجام می دهیم استفاده می کنیم مثلا :
Who are your parents visiting this week?
ج) همچنین از این زمان برای بیان تغییراتی که در حال وقوع می باشد استفاده می کنیم مثلا:
The population of world is rising very fast .
My English is getting better in these days .
5- زمان گذشته استمرار :
از این زمان برای بیان کارهایی که در گذشته در حال انجام شان بودیم. اگر به محور زمانی زیر توجه کنید این زمان بین دو زمانی که در گذشته شروع و ختم شده است قرار می گیرد یا به زبان شاده بین دو زمان گذشته ساده مثلا:
I was walking home .
ما اغلب دو زمان گذشته ساده و گذشته استمرار را با هم بکار می بریم .
I burned my finger while I was cooking .
6- کاربرد used to در انگلیسی :
برای بیان کارهایی که در گذشته ما به طور منظم انجام می دادیم ولی بیش از این ادامه نداشته و در حال حاظر از انجام آنها منصرف شدیم یا اینکه برای بیان کارهایی که در گذشته به طور مرتب و مکرر انجام می دادیم .
مثال: I used to play tennis a lot , but I don’t play anymore.
برای سوال کردن جملات کافیست از فعل کمکی Did استفاده کنیم همانند گذشته ساده زمانی که این فعل در ابتدای جمله می آید فعل used to به use to تبدیل می شود .
نکته مهم : بعضی جملات که زمان گذشته در آنها بکار رفته است اما عملی یا واقعه ایی فقط یکبار صورت گرفته است نمی توانیم از قاعده used to استفاده کنیم مثلا :
I saw him yesterday .
مثال:
Did you use to eat a lot of candy when you were a child ?
نکته مهم : فرق بین I used to و I am used to doing :
اگر کاری را در گذشته انجام میدادیم و در حال حاظر ترک کردیم از قاعده used to استفاده میکینم اما اگر کاری را در حال حاظر انجام می دهیم و در گذشته هم انجام می دایم از used to doing استفاده میکینم .
مثال I ‘m used to smoking . :
فرق بین would و used to :
برای بیان کارهایی که در گذشته انجام شان میدادیم و یا اتفاق می افتادند می توانیم هم از would و هم از used to استفاده کنیم اما فرقی که بین آنهاست در اینست که اگر بخواهیم از would استفاده کنیم بایستی زمان انجام کار ذکر شود در صورتی که برای used to نیازی به ذکر زمان انجام عمل نمی باشد به دو مثال زیر توجه کنید :
Whenever we went to my uncles house , we used to/ would play in the garden.
We used to play in the garden . (not would )
7- فرق بین have و have got :
از هر دوی عبارات برای بیان مالکیت در انگلیسی استفاده می کنیم .
8- فرق بین will و going to :
ما از will برای بیان کارهایی که در لحظه ایی که در مورد ان حرف می زنیم تصمیم به انجام آن میگیریم . اما برای بیان کا رهایی که قبلا تصمیم گرفتیم تا در آینده انجام شان دهیم از going to استفاده میکینم .
9- کاربرد must در زبان انگلیسی :
زمانی که در مورد چیزی یا کسی اطمینان داریم که درست است از فعل must استفاده میکینم .مثال :
My house is next to the freeway. It must be very noisy .
برای بکار بردن must در گذشته از این فرمول استفاده میکنیم :
Must (not)+ have + done
مثال: we used to live close to the freeway . did you ? it must have been noisy .
فرق بین have to و must در فرم منفی :
هر دو ی این افعال می توانند در مورد قوانین و مقررات بکار روند اما مهمترین تفاوتشان اینست که not must یعنی کاری را نباید انجام دهی و have to don’t /doesn’t کاری را مجبور به انجامش نیستی (اختیاری) است .
10- کاربرد should در بان انگلیسی :
ما از این فعل برای نصحیت کردن و ابراز عقاید به دیگران استفاده می کنیم . مثال:
You look tired , you should go to bed
همچنین این فعل معمولا با I think بکار می رود مثال : I think you should woks so hard
همچنین زمانی که ما چیزی یا از کسی انتظار داریم از این فعل استفاده میکنیم :
مثال: I wonder where Liz is , she should be here now
نکته مهم : should به قدرت فعل must نمی باشد و همچنین should با فعل ought to هم معنی و می توانند به جای هم بکار روند .
11- افعال subjunctive در زبان انگلیسی :
این افعال عبارتند از : suggest / propose/ recommend/insist / demand
مثال: I suggest that you take vacation
نکته مهم : هرگز از مصدر با to بعد از suggest استفاده نمی شود مثلا نمی توانیم بنویسیم : استفاده نمی شود مثلا نمی توانیم بنویسیم : I suggest to him to buy a car
12- زمان حال کامل یا ماضی نقلی در زبان انگلیسی :
ما از این زمان برای بیان کارهایی که در گذشته شروع شده و تا زمان حال ادامه شده و اثرش را گذاشته است . این زبان بین دو مان گذشته ساده و حال ساده بکار می رود . مثلا :
فرمول این زمان : subject + have/has + p.p
معمولا این زمان راب قید های just / already /yet/so far / بکار می بریم .
قید yet را در جملات منفی و سوالی استفاده میکنیم و انتظار انجام کاری را داریم مثلا : Havent you mail your letter ?
از دو قید since و for هم در این زمان بکار می رود منتهی بزرگ ترین تفاوت بین این دو قید اینست که for مدت یک زمان مشخص کرده ولی since مدت یک زمان به طور دقیق مشخص می کند از چه زمانی تا چه زمانی !
13- زمان ماضی بعید :
ما از این زمان برای بیان کارهایی که در گذشته قبل از کارهای دیگر اتفاق افتاده اند استفاده می کنیم .فرق بین این زمان با زمان حال کامل در اینست که زمان حال کامل بین دو زمان گذشته و حال بکار می رود در حالیکه زمان گذشته کامل قبل از زمان گذشته ساده می آید .
فرمول این زمان : subject+ had + p.p
مثال : when I got home last night , someone had broken into my house
نکته : در انگلیسی غیر رسمی می توان از زمان گذشته ساده به جای گذشته کامل استفاده کرد که بعد از کلماتی همچون by / before/ after می توان بکار برد که ترتیب وقایع را نیز روشن خواهد کرد .
مثال : before I got married , I got a degree in marketing
14- زمان گذشته کامل استمراری :
ما از این زمان برای بیان کارها و یا اتفاقاتی که در گذشته در حال وقوع بوده است و قبل از اتفاق دیگری تمام شده است . مثلا بهتر است با ایم مثال بهتر درک کنیم :
Yesterday I got up and looked out the window . the sun was shining , but the ground was very wet . it had been raining .
دیروز هوا آفتابی بوده اما قبل از اینکه آفتاب شروع به تابیدن کنه باران باریده بوده ( بارش باران قبل از تابش خورشید )
فرمول این زمان :
Subject+ had+ been+ verb+ing
نکته خیلی مهم : برخی افعال مثل know و want به صورت استمرار بکار نمی روند . مثلا :
We were good friends , we had known each other for years .
15- جملات مجهول :
برای بیان اعمال و کارهایی که در گذشته حال آینده توسط افرادی صورت گرفته اما
فرمول این زمان : object + to be verb/ modal verb + p.p + adverb
جملات مجهول می توانند در همه زمان ها بکار روند که در این بخش نحوه به کار بردن آنها در تک تک زمان ها می پردازیم :
زمان حال ساده : object + am/is/are + p.p
مثال : my room is painted.
زمان گذشته ساده :
Object+ was/were+ p.p
I was seen her.
زمان حال استمرار :
Object+ am/is/are+ being+ p.p
The air is being polluted .
زمان گذشته استمرار:
I was being followed .
16- افعال پیرو مصدر :
الف) در زبان انگلیسی یکسری افعال وجود دارند که افعالی که بعد از انها قرار می گیرند به صورت اسم مصدر ( ing) بکار می روند . این افعال شامل :
|
risk
|
delay
|
avoid
|
Practice
|
enjoy
|
involve
|
Admit
|
|
quit
|
mind
|
postpone
|
finish
|
Miss
|
imagine
|
Deny
|
مثال :
He tried to avoid answering my question .
ب) همچنین یکسری افعال وجود دارند که افعال ما بعد ازآنها به صورت مصدر با to بکار برده می شوند .
|
plan
|
need
|
Want
|
Learn
|
fail
|
Pretend
|
Agree
|
|
intend
|
manage
|
decide
|
Hope
|
Mean
|
Promise
|
Refuse
|
ج) یکسری افعالی که پیرو اسم مصدر هستند با دو ساختار متفاوت بکار می روند :
Verb + ing / verb+ object+ to
اینگونه افعال شامل/permit/forbid : advise/ encourage/allow
مثال : I wouldn’t advise staying in that hotel
I wouldn’t advise anybody to stay in that hotel .
د) همچنین یکسری افعال پیرو مصدر وجود دارند که با دو ساختار متفاوت بکار می روند :
Verb+ to / verb + object+ to
اینگونه افعال شامل : want/ ask/ help/ expect/ beg/would like/ would prefer
مثال : we expected to be late.
We expected Tom to be late
و) یکسری افعال هم پیرو اسم مصدر هستند و هم پیرو مصدر با to که شامل :
Like/ love / hate/ cant bear/ cant stand
17- ساختار افعال let و make در زبان انگلیسی :
این دو فعل با این ساختار بکار میروند :
Verb + object+ base verb
My mother made me open the window .
نکته : اگر بخواهیم کسی رو وادار به انجام کاری کنیم با این ساختار استفاده می کنیم :
Make somebody do اما در حالت مجهول اینگونه بکار می بریم : I was made to do
18- سوالات کوتاه یا tag question :
در زبان انگلیسی برای بیان نظر و دیدگاه افراد راجع به یک موضوع از tag question استفاده میکنیم اما کاربرد این نوع سوالات کوتاه بر حسب زمان جمله تغییر می کنند . همچنین اگر جمله اول که بلند است مثبت باشد سوال tag ما که کوتاه است منفی می باشد و برعکس مثلا :
It’s a nice day . isn’t it ? زمان حال ساده
Eric doesn’t look too good , does he ?
You haven’t seen Liza today . have you ?
Maria will be here soon , wont she ?
There was a lot of traffic , wasn’t there?
They should take his medicine , shouldn’t he ?
نکته مهم :
اگر جمله ما با let شروع شود tag سوال بایستی با shall بکار رود مثلا :
Lets go for a walk , shall we ?
اگر جمله ما دستوری باشد tag سوال ما با will شروع می شود :
Open the door , will you ?
و اگر اینطور بگوییم :
Im late , aren’t I ?
19- صفات به همراه مصدر با TO :
در برخی مواقع میتوانیم از صفات به همراه افعال به صورت مصدر با TO استفاده کنیم مثلا اینطور بگوییم که:
Do you think this water is safe to drink ?
Its nice of you to take me to the airport ?
20- عبارات ing دار در زبان انگلیسی :
در زبان انگلیسی یکسری عبارات به همراه افعال ing دار بر حسب نوع کاربردشان در جملات به کار می روند که در این قسمت جداگانه آنها را بررسی می کنیم :
الف: اگر دو عمل در یک زمان با هم اتفاق بیفتد ما می توانیم از عبارت ing دار استفاده کنیم مثلا :
Carol is in the kitchen making coffee.
ب) بعد از کلمات پرسشی when و while می توانیم از افعال ing دار استفاده کنیم مثلا :
Jim hurt his arm while playing tennis.
ج) زمانیکه یک عملی قبل از عمل دیگر اتفاث میفتد مثلا :
Having found a hotel, we looked for someplace to have dinner.
د) همچنین بعد از کلمه after :
After finishing her work, she went home .
و) برای توضیح دادن موضوعی یا چرا فردی کاری را انجام می دهد مثلا :
Feeling tired , I went to bed early.
21- اسامی قابل شمارش و غیر قابل شمارش :
اسامی قابل شمارش به اسامی اطلاق می شود که می توانیم بر حسب تعدادآنها را شمارش کنیم در حالیکه اسامی غیر قابل شمارش به اسامی اطلاق می شود که بر حسب مقدار می توانیم آنها را سنجش کنیم . مثلا کلماتی همچون banana , song , cup و ..... اسامی قابل شمارش و کلماتی همچون rice , sand, music و...... کلماتی غیر قابل شمارش محسوب می شوند . برای اسامی قابل شمارش مفرد می توانیم از حروف تعریف a/an استفاده کنیم ولی برای اسامی غیر قابل شمارش نمی توانیم از حروف تعریف a/an استفاده کنیم اما اگر به صورت واحد بیان کنیم می توانیم از این حروف تعریف استفاده کنیم . مثلا :
A bowl of rice a drop of water a piece of music
از دو قید Some و any می توانیم هم برای اسامی قابل شمارش و هم برای اسامی غیر قابل شمارش استفاده کنیم . مثلا :
Did you buy any apple juice ?
برای پرسش کمیت و مقدار می توانیم از دو کلمه پرسشی how many برای اسامی قابل شمارش و how much برای اسامی غیر قابل شمارش استفاده کنیم .مثلا :
فرمول به کار گیری این نوع کلمات پرسشی :
How many/much + object+ is/ are + there ?
نکته مهم :
برای اسامی غیر قابل شمارش فقط باید از فعل to be is استفاده کرد . !!
خیلی از اسم ها هم می توانند به عنوان اسامی قالا شمارش و هم به عنوان اسامی غیر قالا شمارش استفاده شوند .
مثلا :
Did you hear the noise ? سر و صدای خاص there is too much noise
There is a hair in my soup . یک تار مو you have got very long hair
I like a coffee . یک فنجان قهوه I like coffee . به طور کلی
در زبان انگلیسی یکسری اسامی معمولا غیر قابل شمارش هستند که عبارتند از :
Advice/furniture/luggage/ progress/weather/work/news/traffic/behavior/damage/chaos/information/luck
22- عبارات نسبی :
عبارات نسبی با who/that/which :
عبارت یا clause قسمتی از یک جمله است و به ما می گوید که گوینده در مورد کدام چیز یا شخص صحبت می کند مثلا با این مثال توجه کنید :
The woman who lives next door….. این جمله به ما می گوید که کدام زن زندگی می کند .
ما از who در عبارت نسبی (relative clause) زمانی استفاده می کنیم که در مورد مردم صحبت می کنیم یعنی منظورمان افراد است نه اشیا همچنین ما who را به جای he/she/they استفاده می کنیم .
مثال : the woman she lives next door is a doctor در این مثال می توانیم به جای she از who استفاده کنیم . همچنیم به جای who می توانیم از کلمه موصولی that استفاده کنیم .
نکته مهم : گاهی اوقات ما بایستی فقط از who برای اتصال استفاده کنیم نه that !!
مثلا به این مثال توجه کنید :
John, who speaks French, works as a tourguide. چون در این جمله who speak French یک عبارت اضافی تلقی می شود و فقط به خواننده اطلاعات بیشتری می دهد .
زمانیکه ما در مورد اشیا و نه در مورد افراد صحبت می کنیم از ضمایر موصولی that و which در عباران نسبی استفاده می کنیم . مثلا :
Where is the cheese that/which was in the refrigerator ?
در ایم مثال دو ضمیر which و that به it مربوط می شوند . ضمیر موصولی that نسبت به which معمول تر است اما در بعضی مواقع نمی توانیم از that استفاده کنیم مثلا :
Brad told me about his job , which he’s enjoying very much .
نکته مهم : ما در این یکسری جملات نمی توانیم از what استفاده کنیم چرا اینکه معنای جمله تغییر می کند . مثلا:
Everything that happened was my fault.
ما بایستی از who/ that /which زمانیکه فاعل عبارت نسبی هستند استفاده کنیم و نمی توانیم آنها را حذف کنیم . اما زمانیکه همین ضمایر در نقش مفعول عبارت نسبی باشند می توانیم آنها را در جمله حذف کنیم . مثلا:
The woman who I wanted to see was away on vacation . در این مثال می توانیم who را از جمله حذف کنیم و اینطور بگوییم the woman I wanted to see was away on vacation
نکته مهم : ما می توانیم از ضمیر موصولی whom به جای who در عباران نسبی استفاده کنیم منتهی زمانیکه who مفعول جمله است نه به جای فاعل مثلا :
The woman whom I wanted to see was away on vacation .
ما در عبارات نسبی می توانیم از whose بجای صفات ملکی his/her/their استفاده کنیم مثلا :
We saw some people whose car had broken down. در این مثال ضمیر موصولی whose بجای صفت ملکی their بکار رفته است .
ما از ضمیر دیگری بنام where در عبارات نسبی زمانیکه در مورد مکان ها صحبت می کنیم استفاده می کنیم مثلا:
The hotel / we stayed there / wasn’t very clean در این مثال به جای there از where استفاده می کنیم و اینطور می نویسیم the hotel where we stayed wasn’t very clean.
ما از کلماتی همچون the day / the year / the time /the reason در عبارات نسبی برای بیان اینکه چیزی که اتفاق می افتد و چرا اتفاق می افتد مثلا به این مثال ها توجه کنید :
The reason I’m calling you is to invite you
The last time I saw her. She looked fine .
ما در عباران نسبی که به مخاطب اطلاعات اضافه می دهد می توانیم از حروف اضافه قبل از ضمایر which و whom استفاده کنیم مثلا :
Fortunately we had a map without which we should have gotten lost.
Mr.carter to whom I spoke on the phone , is very interested in our plan .
23- صفات در زبان انگلیسی :
در زبان انگلیسی خیلی صفات به ed و یا ing ختم می شوند . صفات در زبان انگلیسی توصیف کننده اسم بعد از خود می باشند و قبل از اسم قرار می گیرند .( البته در مواردی هم اسثنا وجود دارد که صفت بعد اسم قرار میگیرد). برای توصیف حالات افراد از ساختار adjective+ ed و برای توصیف حالات و مشخصات اشیاء از ساختار ing دار استفاده می کنیم . مثال :
I’m bored because my job is boring .
در بعضی موارد دو صفت کنار هم قرار می گیرند که طبق قاعده صفات حقیقی نزدیک تر به اسم مورد توصیف می باشند و صفات نظری و یا شخصی قبل از صفات حقیقی قرار می گیرند مثلا :
My uncle lives in a nice new house .
که در ایم مثال nice صفت نظری و new صفت حقیقی و نزدیک به اسم است . صفاتی مثل new/ large/round/wooden صفاتی حقیقی و صفاتی مثل nice/ beautiful مثال هایی از صفات نظری می باشند در زبان انگلیسی اگر بیشتر از دو صفت قبل از اسم بیایند طبق یک قاعده که البته همیشه صدق نمی کند صفات را به ترتیب آن قرار می دهیم که به این گونه است :
صفت جنس+ صفت ملیت+ صفت رنگ +صفت قدمت+ صفت اندازه
مثال:
I bought a large old green Russian cotton shirt.
ما در زبان انگلیسی صفات را بعد از کلماتی همچون be/ become/ get / seem در اکثر موارد استفاده می کنیم . همچنین صفات را برای بیان اینکه یک فرد و یا یک شی چه احساسی می کند ؟ چگونه به نظر می رسد؟ چه طعم و یا مزه ایی می دهد ؟ استفاده می کنیم به چند مثال توجه کنید :
I’m tired and I’m getting more and more boring .
This milk tastes strange .
You look tired or she sounds tired .
24- تبدیل جملات مستقیم به گزارشی reported speech :
در زبان انگلیسی برای بیان جملات و عباراتی که از یک فرد می شنویم و می خواهیم به افراد دیگر گزارش کنیم می توانیم به شیوه های گوناگون استفاده کنیم . یک سری جملات مستقیم هستند یعنی به طور مستقیم از زبان خود فرد گزارش می شوند که به این نوع جملات اصطلاحا direct speech می گوییم و یک سری جملات گزارشی می باشند که اصطلاحا به آن دسته از جملات reported speech می گوییم .
الف: تبدیل جملات مستقیم به گزارشی بدون تغییر زمان جمله :
در این نوع تبدیل زمان جمله تغییر نمی یابد بلکه گاهی اوقات ضمایر جملات تغییر می یابند . مثلا :
She says , I go with them . she says she goes with them
ب) تبدیل جملات مستقیم به گزارشی در زمان های گوناگون :
در این نوع تبدیلات بسته به زمان جملات مستقیم جملات گزارشی بیان می شوند .
اگر زمان جمله مستقیم زمان حال ساده باشد جمله گزارشی ما به صورت زمان گذشته بکار می رود .
مثال : andy said : I’m student . andy said that he was student .
اگز زمان جمله حال استمرار باشد به گذشته استمرار تبدیل می شود
مثال : andy said : I am studying andy said that he was studying .
اگر زمان جمله حال کامل باشد به گذشته کامل تبدیل می شود .
Andy said : I have studied . andy said that he had studied
اگر زمان جمله مستقیم با افعال modal بکار رفته باشد
مثال : andy said : I cant study andy said that he couldn’t study.
اگر زمان جمله آینده ساده باشد به آینده در گذشته تبدیل می شود .
مثال : andy said : I will study . andy said : I would study .
نکته مهم :
زمانی که جمله مستقیم direct speech زمان گذشته ساده باشد می توانیم جمله غیر مستقیم reported speech را هم با زمان گذشته کامل و هم با زمان گذشته ساده بیاوریم به مثال زیر توجه کنید :
Tom said , “ I got up feeling sick Tom said (that) he woke up feeling sick
Tom said (that) he had woken feeling sick
نکته مهم :
همیشه لازم نیست که افعال را در جملات گزارشی reported speech تغییر دهیم یعنی برای بیان گفته ها ویا اظهاراتی که هنوز صحت دارد و تغییر نکرده است می توانیم برای هر دو نوع جمله یعنی هم مستقیم و هم گزارشی از یک زمان استفاده کنیم به مثال زیر توجه کنید :
Tom said , “ London is a beautiful city”
Tom said that London is beautiful city “
در این جا می بینید که شهر لندن هنوز در نظر تام زیباست و تغییر نکرده است .
فرق بین tell و say در جملات گزارشی :
ما زمانی از tell در جملات گزارشی استفاده می کنیم که بعد از tell نام فردی که با او گفتگویی داشتیم مستقیم بیاید یا به زبان ساده بعد از tell نام افراد بایستی ذکر شود در حالیکه بعد از say نام افراد به طور مستقیم نمی آید بلکه ابتدا حرف اضافه to بایستی ذکر شود . به مثال های زیر توجه کنید :
Tom told me that he would come .
Tom said to me that he would come .
Why did you say to the doctor?
همچنین زمانیکه جملات مستقیم direct ما حالت دستوری ( امر و نهی ) دارد از tell در جملات گزارشی استفاده می کنیم مثلا :
The doctor said ,” stay in bed for two days “
The doctor told me to stay in bed for two days .
25- گرامر so , such enough , very, وtoo, :
در زبان انگلیسی برای بالابردن قدرت یک صفت و یا قید از شدت دهنده ها یا اصطلاحا intensifier استفاده می کنیم . فرق بین so و such در این است که بعد از so صفت یا قید بکار می رود در صورتی که بعد از such فقط اسم می آید به مثال های زیر توجه کنید :
He was so stupid , he doesn’t understand what he said .
Did you read it so quickly ?
It’s such a big house .
So و such در بعضی از جملات به معنای مثل این یا like this می باشد مثلا :
The house is so messy , I never seen such a mess . ( a mess like this ).
به جملات زیر توجه کنید :
I haven’t seen you for so long / such a long time .
I didn’t know it was so far/ such a long way .
Did you buy so much / such a lot of food ?
جایگاه enough در جملات بعد از صفات و قید هاست و قبل از اسم مثلا :
My brother was old enough to go to school .
I didn’t have enough experience .
همچنین می توانیم enough را تنها در آخر جملات بدون اسم بکار ببریم .
مثال : I’ll lend you some money if you don’t have enough .
و در مورد too بایستی گفت که قبل از صفات بکار می رود . در بعضی موارد که مفهوم جمله را منفی می کند مثلا :
The tea was too hot to drink .
The pool was to crowded to swim .
داغ بودن چای و یا شلوغ بودن استخر نشاندهنده عدم انجام کاری مثل نوشیدن و شنا کردن می باشند .
البته در جملات ذکر شده بالا هم می شود از very و so استفاده کرد منتهی فرقی مه با too دارند در این است که اگر ما بخواهیم از too استفاده کنیم بعد از too فقط فعل بکار می رود نه ضمیر مثلا نمی توانیم بگوییم :
The tea was too hot to drink it .
The tea is very / so hot , we couldn’t drink it .
26- مقایسات در زبان انگلیسی :
برای مقایسه کردن دو شی یا دو فرد بسته به نوع صفت که تک سیلابی باشد یا چند سیلابی از فرمول های زیر استفاده می کنیم :
برای صفات تک سیلابی : than + پسوند er + صفت تک سیلابی
برای صفات چند سیلابی : than + صفت چند سیلابی + more
مثال :
I ‘m older than you . my house is bigger than hers.
My car is more expensive than yours. This movie was more boring than I watched.
نکته : صفاتی که به y ختم می شوند در صورت اضافه کردن پسوند er حرف y به ier تبدیل می شود مثلا:
Lucky → luckier
صفاتی که به حرف بی صدا ختم می شوند اگر قبل از آن حرف بی صدا حرف صداداری وجود داشته باشد در صورت اضافه نمودن پسوند er حرف صدادار دوبار نوشته می شود . مثلا :
big→ bigger hot→ hotter
نکته : صفات و قید های زیرشکل تفضیلی بی قاعده ایی دارند :
Good /well→ better bad / badly→ worse far → farther /further
حال اگر بخواهیم یک شی را با چند شی دیگر و یا یک نفر را با چند نفر دیگر مقایسه کنیم در این صورت نوع مقایسه ما از نوع عالی یا اصطلاحا superlative می باشد با توجه به نوع صفت که تک سیلابی باشد یا چند سیلابی فرمول ها نیر متفاوت است :
برای صفات تک سیلابی : + than پسوند est + صفت تک سیلابی
برای صفات تک سیلابی: than + صفت چند سیلابی + پسوند most
مثال : .this exam was the hardest exam
What was the happiest day of your life ?
Tehran is the biggest city than other cities in Iran .
Canada has the most interesting places in the world .
نکته :با توجه به مثال های بالا در مورد مکان ها از حرف اضافه in و در مورد مقاطع زمانی از حرف اضافه of استفاده می شود .
نکته : قبل از صفات عالی از حرف تعریف the استفاده می کنیم .
نکته : اگر بخواهیم برای صفت old صفت عالی بسازیم در مورد افراد خانواده eldest نیز می تواند به جای oldest بکار رود .
27- کاربرد حرف تعریف The :
در زبان انگلیسی قبل از اسامی یکسری حروف تعریف همچون a / an / the قرار می گیرد اما بین این حروف تعریف تفاوت هایی وجود دارد که در این بخش به تمامی کاربد های حرف تعریف the اشاره می شود .
از حرف تعریف the زمانی استفاده می کنیم که شنونده بداند منظورمان کدام شی و کدام شخص است ولی وقتی شنوده نداند منطورمان کدان شی و شخص است از حرف تعریف a و an استفاده می کنیم .
مثال :
I ‘m going to close a door . برای شنوده در مشخص نیست ممکن است بیش از یک در وجود داشته باشد) )
I’m going to close the door . (برای شنونده در مشخص است چون یک در وجود دارد )
برای کلمه same از حرف تعریف the استفاده می کنیم مثلا :
We live in the same street .
حرف تعریف the با یکسری کلمات بکار می روند کلماتی همچون :
The sun / the moon / the world / the sky / the ocean/ the country
The police / the top / the end / the middle / the left / the right
The radio / the cinema / the doctor / the dentist / the movies/ the theater
مواردی که بایستی از حرف اعریف the استفاده کنیم :
برای آلات موسیقی :
The guitar / the piano …
برای اسامی برخی کشور ها :
The united kingdom / the u.s.a / the check republic
همراه با نام اقیانوس ها دریاها رودها کانال ها از حرف تعریف the استفاده می کنیم :
The Amazon river the pacific ocean
The panama canal .
از حرف تعریف the برای نام دانشگاه ها استفاده می کنیم :
The university of California .
از حرف تعریف the برای نام هتل ها رستوران ها موزه ها و کوه ها استفاده می کنیم مثلا :
The Milton hotel the Love museum
از حرف تعریف the برای جعات جغرافیایی استفاده می کنیم مثلا :
The west / the north / the south / the east
از حرف تعریف the برای پست های شغلی و نام سازمان ها استفاده می کنیم مثلا :
The president of united kingdom . The European Union
از حرف تعریف the قبل از نام کویر ها جزایر رود خانه ها و سلسه جبال کو ها استفاده می شود مثلا :
The Loot dese the Canary island the Binalood mountain
نکته مهم : برای یک جزیره و یا یک کوه و همچنین نام قاره ها نمی توانیم از حرف تعریف the استفاده کنیم .
از حرف تعریف the باید قبل از نام ملیت ها استفاده کرد مثلا :
The French the Spanish the dutch
نکته : برای برخی از ملیت ها که به حروف ese ختم می شوند از حرف تعریف the استفاده می کنیم مثلا :
The Chinese
28- بند های موصولی در زبان انگلیسی :
در زبان انگلیسی برای اتصال جملات از بند های موصولی استفاده می کنیم . در واقع بندهای موصولی دو جمله را باهم مخلوط می کنند .بند های موصولی بخشی از جملات می باشند که شخص و یا شی را که گوینده از آن حرف می زند بیشتر توصیف می کند . بند های موصولی شامل who , whom , which, whose. Where , that می باشند که به کاربرد تک تک آنها اشاره می کنیم .
ضمیر موصولی who :
ضمیر موصولی می باشد که در بند های موصولی برای انسان بکار می رود و به جای they he , she,جایگزین می شود .
I spoke with a woman. She could speak English . ( دو جمله)
I spoke with a woman who could speak English .
به مثال دیگری توجه کنید :
A man who lives next door is teacher .
در این جمله ضمیر موصولی who به فاعل he برمی گردد .
ضمیر موصولی which :
از این ضمیر موصولی برای اشیا استفاده می کنیم و به جای it می نشیند مثلا :
I read that book . it was interesting .
I read that book which was interesting .
در این جا which به جای ضمیر it بکار رفته است .
ضمیر موصولی that :
از این ضمیر موصولی هم می توانیم برای انسان و هم برای اشیا استفاده کنیم به جز در بعضی از جملات که اصطلاحا restrictive clause non می باشند به مثال زیر توجه کنید :
Andy , who speaks English very well , lives in Tehran .
در این نوع جملات ما نمی توانیم از ضمیر that به جای who استفاده کنیم .
همچنین ضمیر موصولی what را در این نوع جملات نمی توان بکار برد مثلا :
Everything that happened was my fault . ( not everything what happened )
ضمیر موصولی whose :
از این ضمیر ضمیر موصولی در مالکیت اشیا استفاده می کنیم و به جای صفات ملکی his / her/ their جایگزین می شود مثلا :
I saw a boy . his eggs has broken .
I saw a boy whose eggs has broken .
ضمیر موصولی whom :
در آن گروه از بند های موصولی که ضمیر موصولی نقش مفعولی دارد یعنی در نقش جمله بکار می رود به جای ضمیر who می توان از ضمیر whom استفاده کرد مثلا :
You met my mother . she was my mother .
The woman whom you met was my mother .
در مثال بالا کلمه my mother مفعول جمله اول است که ضمیر whom جایگزین آن شده است و می توان به جای who بکار رود .
ضمیر موصولی where :
در بند های موصولی که می خواهیم راجع به مکان صحبت کنیم از ضمیر where استفاده می کنیم مثلا :
Neyshabour - we visited it – was very beautiful .
Neyshabour where we visited was very beautiful .
حروف اضافه همراه با ضمایر موصولی :
با ضمایر موصولی حروف اضافه نیز بکار می رود که البته بسته به نوع جمله که رسمی باشد یا غیر رسمی متفاوت است به مثال های زیر توجه کنید :
Poverty is a subject which most people are worry about .
Poverty is a subject about which most people are worry about .
Jon has two brothers . all of them are doctors .
Jon has two brothers all of whom are doctors .
I left a lot of tables . most of them were heavy .
I left a lot of tables most of which were heavy .
29- تناقضات در زبان انگلیسی :
در زبان انگلیسی برای نشان دادن تناقضات از کلماتی همچون although / though / even though/ spite of / despite استفاده می کنیم که در این بخش با مثال متنوع به تک آنها اشاره خواهیم کرد .
متناقض نما although :
بعد از although از فعل و فاعل استفاده می کنیم مثلا :
Although I was too tired , I start cleaning my room .
علی رغمی اینکه خسته بودم شروع کردم به تمیز کردن اتاقم
بعد از متناقض نماهای in spit of / despite از اسم و یا ضمیر this/ what و یا فعل ing دار استفاده می کنیم مثلا :
In spite of the rain, we enjoy our trip .
علی رغم باران از سفرمان لذت بردیم
He was upset in spite of this he made us happy .
او ناراحت بود علی رغم این موضوع او مارا خوشحال کرد .
In spite of what I said last night, I still love you .
علی رغم آنچه دیروز گقتم هنوز دوستت دارم
نکته مهم :
می توان به جای کلماتی مانند in spite of / despite از because of استفاده کرد منتهی در معنا اندکی تفاوت وجود دارد به مثال زیر توجه کنید :
We didn’t go out because of the rain .
به خاطر باران ( نه علی رغم باران ) بیرون نرفتیم .
فرق بین although و despite در معنای انهاست although به معنی اگرچه و despite به معنی علی رغم اینکه یا به رغم اینکه می باشد .
در بعضی جملات به جای کلمه although از کلمه though استفاده می شود که همان معنای although را می دهد منتهی می توان آنرا در آخر جمله نیز استفاده کرد و همچنین کلمه even though از کلمه although قویتر است . به مثال زیر توجه کنید :
Even though I was really hungry , I couldn’t eat anything .
نتوانستم چیزی بخورم حتی اگر چه خیلی خسته بودم .
30- کاربرد in case در زبان انگلیسی :
در زبان انگلیسی برای بیان دلیل کارهایی که انجام می دهیم و ممکن است برای شنوده جای سوال باشد از کلمه in case به معنای چون ممکن است استفاده می کنیم .
مثال :
I take an umbrella in case it rain .
چتر برمی دارم چون ممکن است باران ببارد .
نکته :
از کلمه just in case می توانیم در جملات استفاده کنیم که معنای آن محض احتیاط یا برای محکم کردن کاری استفاده می کنیم .
مثال : no one can enter our building just in case I lock all doors . هیچکس نمی تونه وارد ساختمان ما بشود اما محض احتیاط همه در ها رو قفل می کنم .
نکته :
برای بیان دلیل انجام کارها در گذشته نیز می توانیم از in case استفاده کنیم مثلا :
I made a lot of food in case we had more guest .
غذای زیادی درست کردم چون ممکن بود مهمان های زیادی می داشتیم
نکته :
برای بیان در صورت وقوع برخی اتفاقات از ساختار in case of استفاده می کنیم مثلا :
In case of fire , you should leave the house quickly .
در صورت بروز آتش سوزی شما بایستی ساختمان را سریعا ترک کنید .
31- کاربرد as long as / unless / provided that در زبان انگلیسی :
در زبان انگلیسی برای بیان شروط و یا موارد استثنا از قاعده unless استفاده می کنیم که معمولا در مورد کارها و اعمالی که انجام نخواهندمگر اینکه شرطی وجود داشته باشد .
مثال : you cant drive my car unless you have driver’s license . شما نمی تونید رانندگی کنید مگر اینکه گواهینامه داشته باشید .
یکی دیگر از موارد استفاده از unless در جملات برای هشدار دادن به مخاطب است مثلا :
I will be failed in exam unless you study hard .
در امتحان قبول نخواهی شد مگر اینکه سخت درس بخونی
زمانی که می خواهیم برای مخاطب شرطی تعیین کنیم از قاعده as long as استفاده می کنیم مثلا :
You can use my car as long as you drive carefully .
شما می توانید از ماشین من استفاده کنید مشروط برآنکه با دقت رانندگی کنید .
نکته : به جای as long as می توانیم از so long as نیز استفاده کنیم .
همچنین برای شرط گذاشتن نیز می توانیم از قاعده provided that و یا providing that استفاده کنیم .
مثال: you can earn a lot of money per month provided / providing that you work hard
شما میتونید هر ماه پول زیادی در بیاورید مشروط بر آنکه سخت کار کنید .
32- جملات شرطی :
در زبان انگلیسی جملات شرطی به چند نوع تقسیم می شوند و شامل دو قسمت می باشند : جمله شرط و جمله جواب شرط
جمله شرط با if شروع می شود و در انتهای آن ویرگول می گذاریم . همچنین می توانیم جمله جواب شرط را اول بکار ببریم که در این صورت دیگر نیازی به گذاشتن ویرگول نیست .
الف) شرطی نوع اول :
فرمول این نوع شرطی بدین شکل است که در جمله شرط از زمان حال ساده استفاده می کنیم و جواب را می توانیم از افعال modal (will/ can / might/ may ) استفاده کنیم .
If you go out , you will see him .
If it rains , you may get wet .
جمله جواب شرط
ب) شرطی نوع دوم :
در شرطی نوع دوم در جمله شرط از زمان گذشته ساده استفاده می کنیم و جمله جواب شرط از زمان آینده در گذشته ( would) استفاده می کنیم . مثلا :
If I was in Tehran , I would have a better job .
If you had money , you would spend it .
نکته قابل ذکر اینست که بعد از would بایستی از شکل ساده فعل استفاده شود .
ج) شرطی نوع سوم :
کاربرد این نوع شرطی زمانی است که کاری را اگر در گذشته انجام می دادیم حال نتیجه و شرایط بهتری وجود دارد این نوع شرطی
ساختار این نوع شرطی به دین شکل می باشد که از زمان گذشته کامل (ماضی بعید ) در جمله شرط استفاده می شود و از زمان آینده کامل ( would + have + p.p ) در جمله جواب شرط استفاده می کنیم .
مثال : if I had save my money , I would have bought a new car
بنام خدا
گزیده ایی از مهترین اشتباهات رایج در زبان انگلیسی
کاری از عباس حجت دوست
زبان آموز محترم در این بخش شما با برخی اشتباهات رایج و متداول آشنا میشوید که فرا گرفتن آن می تواند در پیشرفت یادگیری شما موثر باشد .
He can speaks English.
این جمله نادرست است چرا اینکه بعد از افعال can / may / might/ will/ should از شکل ساده فعل استفاده کرده و همچنین فاعل جمله سوم شخص مفرد است .
He said that he will come tomorrow.
در جملات وابسته یا به اصطلاح( subordinate) فعل will به would تبدیل می شود .
Last night Alisa told me that she may come
در جملات وابسته یا به اصطلاح( subordinate) فعل may به might تبدیل می شود .
You ought to come yesterday
برای بیان اجبار در گذشته ما بایستی از ساختار های should have و ought to have استفاده کنیم مگر اینکه جمله ما غیر مستقیم باشد
The clock struck .
زمانیکه که ما درمورد یک اتفاق یا عملی که اخیرا تمام شده است صحبت می کنیم بایستی از زمان حال کامل استفاده کنیم . این طور می گوییمThe clock has struck . .
6-Since he came , we were happy
بعد از عبارتی که با since شروع می شود بایستی از زمان حال کامل استفاده کنیم .
- I’m understanding this lesson now .
در زمان حال استمراری افعالی همچون remember /believe/ like/love/ see/ know / mean / prefer /understand به صورت ing دار بکار نمی روند .
استثنا :
-Every morning I’m going for a walk
برای بیان اعمال عادتی از زمان حال ساده استفاده می کنیم و اگر بخواهیم از زمان حال استمرار استفاده کنیم بایستی از قید تکرار always استفاده کنیم . این طور می گوییم I am always going for a walk :
My father played football very well .
برای بیان اعمال عادتی در گذشته بایستی از ساختار used to استفاده کنیم اما اگر بخواهیم برای بیان عادتی که در حال حاضر وجود دارد می توانیم از ساختار be + accustomed to استفاده کنیم .
Jon talks as if he knows everything .
بعد از عبارت As if و as though از زمان گذشته ساده استفاده می کنیم .
- I would wish to know more English .
زمانیکه از wish استفاده می کنیم بایستی بعد از wish زمان گذشته ساده بکار رود . این طور می گوییم : I wish that I knew more English .
1- Her room’s window is open .
برای بیان مالکیت اشیاء ما بایستی از of استفاده کنیم البته با نام مکان ها و سازمان ها می توانیم هم ‘s و هم از of استفاده کنیم . مثلا : london’s street / school’s main office
2- It was him .
بعد از افعال to be ضمایر بایستی به صورت فاعلی یا اصطلاحا nominative باشند البته در مکالمه می تواند به صورت مفعولی هم استفاده شوند . بایستی اینطور گفت :
It was he .
3-My sister is taller than me .
بعد از عبارت than از فرم فاعلی استفاده می کنیم در اینجا بجای me بایستی I قرار بگیرد .
نکته : البته در انگلیسی محاوره ایی می توان بعد از than از ضمیر مفعولی استفاده کرد مثلا :
My sister is taller than me .
4- It’s a secret between you and I .
Between یک حرف اضافه است و بعد از همه حروف اضافه فرم مفعولی قرار می گیرد. بجای I در اینجا me قرار میگیرد .
5- I heard everything which he said .
بعد از کلمات everything / all/ something/anything / little / nothing نباید از ضمایر موصولی which و what استفاده شود . بلکه بایستی از ضمیر موصولی that استفاده شود .
6- Amelia bought the same bag that me .
بعد از عبارت the same ما از as استفاده می کنیم مگر اینکه به دنبال آن جمله وابسته یا subordinate clause بیاید . به عنوان مثال :
Mr. smith ordered the same meal that he ordered before .
7-whom do you think will be chosen ?
به جای ضمیر موصولی whom بایستی از ضمیر who استفاده شود چون بایستی در نقش فاعل جمله باشد .
8- who do you think I saw yesterday?
به جای ضمیر موصولی who بایستی از ضمیر whom استفاده کرد چرا اینکه whom مفعول جمله I saw می باشد .
9- Tehran is the lager city in Iran.
در این جمله بایستی از صفات عالی استفاده کرد چرا اینکه مقایسه بیشتر از دو شخص یا دو چیز است .the largest صحیح است .
10- In the evening I stay home.
به جای home بایستی at home آورده شود به معنای داخل خانه
11- I want to go to home .
بعد از افعال go و comeاز حروف اضافه نباید استفاده کرد .
12- English isn’t easy to be learned.
صفات همچون easy / difficult/hard/heavy /good به طور کلی به همراه فرم مصدر با to درحالت معلوم به کار می روند بایستی اینطور گفت :
English isn’t easy to learn
13- The pupil gave his exam .
دانشجو امتحان میده پس بایستی از افعال take و یا sit استفاده کنیم اما معلم امتحان میگیره پس بایستی از افعال give و set برای کلمه exam استفاده کنیم .
14- We made a walk along the river .
جمله بالا اشتباه است برای قدم زدن می توانیم از افعال take و یا have استفاده کنیم.
15- I made a shower last night.
جمله بالا اشتباه است برای دوش گرفتن از افعال take و یا have استفاده می کنیم .
16- I always make more exercise.
برای تمرین کردن از فعل take استفاده می کنیم .
17- I saw a strange dream last night.
برای خواب دیدن و یا رویا دیدن از فعل dream استفاده می کنیم نه see
18- Fiona always says the truth.
برای گفتن حقیقت یا دروغ می توانیم از دو فعل tell و speak استفاده کنیم نه say ! مثلا tell the truth
19- I’ll need an hour to do that .
می خواهیم بگوییم ی ساعت کار داره که انجام بدم بایستی از فعل take استفاده کنیم
20- I make my prayers before I go to bed.
برای دعا خواندن یا نماز خواندن بایستی از فعل say استفاده کنیم مثلا say the grace
21-The medicine makes miracle .
می خواهیم بگوییم این دارو معجزه میکنه بایستی از فعل work استفاده کنیم .
22- This film will be played shortly .
فیلم بازی نمی شود بلکه نشان داده می شود از فعل show بایستی استفاده کرد . بایستی این طور گفت :
This film will be shown shortly .
23- They have a poem to learn from out .
می خواهیم بگوییم که این مطلب را حفظی یاد میگیرم از حرف اضافه by به همراه heart استفاده می کنیم . by heart
24- How do you call this in English ?
اگر بخواهیم بگوییم این شی یا جسم رو در انگلیسی چه می گویید بایستی از کلمه پرسشی what استفاده کنیم اما مثلا می خواهیم بگوییم این عبارت در انگلیسی چه می گویید از کلمه پرسشی how مثلا :
How do you say this in English ?
25- I haven’t seen him today morning .
در این جمله بایستی بجای کلمه today از کلمه this استفاده کرد .
در زبان انگلیسی برخی از اشتباهات در اثر حدف حروف اضافه بعد از کلمات مشخص به وجود می آیند که در این بخش به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد .
26- She came and ask my book .
در این جمله بایستی از حرف اضافه for بعد از فعل ask استفاده شود .
27-He dispose/ get rid his property .
در این جمله بایستی از حرف اضافه of بعد از افعال استفاده شود
28- My friend explained me the solution.
از حرف اضافه to بعد از فعل explain بایستی استفاده شود .
29- Who ‘s knocking the door ?
از حرف اضافه at بعد از فعل knock بایستی استفاده شود .
30-Please remind me that later.
فعل remind دو حرف اضافه دارد اگر بخواهیم چیزی را به یاد کسی بیاندازیم تا فراموش نکند از حرف اضافه about استفاده می کنیم مثلا می گوییم : please remind me about the meeting
اما اگر بخواهیم چیزی یا کسی را به یاد کسی بیاندازیم از حرف اضافه of استفاده می کنیم مثلا :
Who does he remind you of ?
پس جمله بالا را بایستی اینطور گفت :please remind me of that later
31- Andy said meet him at 4:30
بعد از فعل say اگر ضمیر مفعولی بکار رود بایستی از حرف اضافه to استفاده شود .
32- My friend shares me his food .
از حرف اضافه with برای share استفاده می کنیم . بایستی اینطور گفت :
My friend shares his food with me .
33- He points the picture on the wall .
فعل point با چند حرف اضافه بکار می رود در این جمله هم می تواند با حرف اضافه to و هم با حرف اضافه at می تواند بکار رود . همین فعل بدون حرف اضافه به معنی نشانه گرفتن می باشد مثلا :
Don’t point this gun this way .
34-Can you supply me all I need ?
فعل supply بایستی با حرف اضافه with بکار رود . ( مجهز کردن با)
35- Think a number and then double it .
در این جمله بعد از فعل think بایستی از حرف اضافه of استفاده شود .
36- He doesn’t wish any reward .
از حرف اضافه for برای فعل wish استفاده می کنیم .( آرزو داشتن برای چیزی )
37-My mother’s nose is bigger than my father.
اگر در مقایسه اولین جمله ساختار ملکی داشته باشد دومین جمله نیز بایستی ساختار ملکی را به خود بگیرد بایستی اینطور گفت :
My mother’s nose is bigger than my father’s.
38- I’m not a teacher. I’m doctor.
از حروف تعریف a /an بعد از افعال to be بایستی استفاده کرد .
39- He drank half glass of milk .
در این جمله بعد از کلمه half از حرف اضافه a بایستی استفاده کرد ساختارهای half an hour/ half a day کوتاه شده اند و حرف اضافه of بعد از half حذف شده است .
40- Hundred years make a century .
قبل از کلماتی همچون hundred / و thousand بایستی از حرف تعریف a ویا یک عددی استفاده کرد. بایستی اینطور گفت :
A / one hundred years make a century .
در زبان انگلیسی یکسری کلمات وجود دارد که نیازی به حرف اضافه ندارند و در داخل خودشان حروف اضافه معنا دارد :
41- Please answer to my question .
در این جمله چون answer فعل می باشد حرف اضافه to لازم نیست اما اگر answer در جایگاه اسم قرار بگیرد بایستی to آورده شود مثلا : your answer was correct
42- Don’t approach to house .
حرف اضافه to لازم نیست .
43- I asked to the teacher .
حرف اضافه to لازم نیست بلکه ask در این جمله به معنای put a question to می دهد.
44- They attacked against the enemy .
فعل attack نیازی به حرف اضافه ندارد چون در این جمله معنای حمله کردن بر علیه ..... را میدهد.
45-The book comprises of five chapters .
در این جمله فعل comprise مشابه با فعل consist of می باشد و نیازی به حرف اضافه of نیست . اما می توان اینطور هم گفت :
This book is comprised of five chapters .
46-We entered into the classroom .
در این جمله فعل inter به معنای go into است نیازی به حرف اضافه into نیست . اما اگر به معنای وارد شدن در بحث و مناظرات باشد بایستی با حرف اضافه into بکار رود .
47-The diver allowed/let john to sit in the front seat .
افعال let و allow به حرف اضافه to نیازی ندارند. فعل permit نسبت به فعل let رسمی تر می باشد مثلا :
The teacher doesn’t permit us to talk in class .
48- Does she resemble to her father ?
در این جمله فعل resemble به حرف اضافه to نیازی ندارد چون به معنی شبیه بودن می باشد اما اگر به صورت اسم بیاید( resemblance ) بایستی از حرف اضافه to استفاده شود .
49- I told to him to come at once.
فعل tell بایستی بدون حرف اضافه to باشد .
50- Andy hid behind of large tree.
واژه behind به معنای at the back of می باشد و نیازی به حرف اضافه of نیست .
51- The boys went inside of the room .
واژه های inside و outsideبدون حرف اضافه of بکار می روند .
52- The earth goes round of the sun .
واژه round بدون حرف اضافه of بکار می رود .
یکسری افعال مشخص در زبان انگلیسی وجود دارند که افعال بدون to می باشند که در این قسمت به آنها اشاره می کنیم :
53- My mother can to travel .
بعد از فعل can از مصدر بدون to استفاده می کنیم . چون can جز افعال modal می باشد .
54- May I to visit your room ?
بعد از فعل may از مصدر بدونto استفاده می کنیم .
55- He might to come here.
بعد از فعل might از مصدر بدون to استفاده می کنیم .
56- I must to take shower .
بعد از فعل must بایستی از مصدر بدون to استفاده کنیم .
57-My father would not let me to go out.
ساختار استفاده از فعل let بدین شکل است : let + object pronoun + main verb
بعد از ضمیر مفعولی از مصدر بدون to استفاده می کنیم .
58- My teacher made me to solve the hard problem .
ساختار استفاده از فعل make بدین شکل است : make + object pronoun+ main verb
بعد از ضمیر مفعولی مصدر بدون to بکار می رود .
59- They saw him to leave the house .
بعد از فعل see از مصدر بدون to استفاده می شود .
این ساختار نیز درست است اگر بگوییم : They saw him leaving the house
60- I watch the boys to play soccer .
بعد از فعل watch از مصدر بدون to استفاده می شود .
این ساختار نیز درست است اگر بگوییم : I watch the boys playing soccer
61- We heard him to speak English .
بعد از فعل hear بایستی از مصدر بدون to استفاده شود
این ساختار نیز درست اگر بگوییم : we heard him speaking English
62- I could feel his heart to beat .
بعد از فعل feel از مصدر بدون to استفاده می کنیم همچنین مانند دو جمله بالا فعل beat نیز می تواند به صورت مصدر بکار رود . بایستی اینطور گفت :
I could feel his heart beat/ beating .
نکته : افعال make, see, watch , hear, feel در جملات مجهولی بکار می روند و حرف اضافه to بایستی بکار رود مثلا :
He was seen to speak in English .
63- David , who is a careless person , he lost his wallet .
ضمیر he در جمله بالا اضافه است .
64- The book which I lost it was new .
کلمات which و it هر دو به کتاب اشاره می کنند بنابراین ضمیر it در جمله بالا اضافه است .
65- I bought an English book to read it .
ضمیر it در جمله بالا اضافه و تکراری است .
66- He said that ‘ I am a doctor ‘’
در جملات direct نقل قول مستقیم از that استفاده نمی کنیم .
67- He’s more stronger than Andy .
در این جمله کلمه more اشتباه است چون stronger خود صفت تفضیلی است اما می توانیم به جای more ازmuch استفاده کنیم .
68- My job is more perfect than yours.
بعضی صفات در زبان انگلیسی به صورت تفضیل بکار نمی روند همچون : perfect , unique, preferable, supreme , right, correct
در این جمله بایستی به جای more perfect از superior ویا perfect استفاده کرد .
69- My sister returns back to school.
خود فعل return به معنای come back است و کلمه back در این جمله اشتباه است .
70- Exams begin from Thursday .
حرف اضافه from را در این جمله بعد از فعل بکار begin نمی بریم .
71- Robert considers me as his best friend .
بعد از فعل consider از as استفاده نمی کنیم اما اگر به جای فعل consider از فعل regard استفاده کنیم کاربرد as درست است . مثلا :
He regards me as his best friend or Robert considers me to be his best friend .
72- From where can I book a nice hotel ?
در این جمله کاربردحرف اضافه from اشتباه است چون from where در بعضی از سوالات به معنای زادگاه یا نقطه مبدا است مثلا می گوییم : from where do you come ?
73- I , you, we, and etc.,are pronoun .
ساختار etc مخفف کلمات and other things می باشد و کاربرد and در این جمله اشتباه است .
74- I’m so tired so that I can’t go .
اگر در جملات so و such بکار رود بایستی فقط از ارتباط دهنده that استفاده شود نه so that
75-From now and on I’ll study hard .
عبارت from now and on در این جمله غلط است .بایستی اینطور گفت :
From now on I ‘ll study hard .
76- I want to go to home .
برای رفتن به خانه از ساختار بدون to استفاده می کنیم go home
77- Andy is two miles far from here .
کلمه far در این جمله اضافه است .
78- I last night went to the cinema .
قید ها و عبارات قیدی زمان مشخص همچون last week / today/ yesterday / two month ago در انتهای جمله قرار می گیرند اما اگر هدف تاکید بر روی زمان باشد می توان قید زمان را در ابتدای جمله بکار برد .
79- They come always to school by bus .
قیود تکرار ( always/ sometimes/ ever/ never ….) قبل از افعال اصلی قرار میگیرند .
80- The builders will be tomorrow here.
قید مکان قبل از قید زمان قرار میگیرد در این جمله کلمه here قید مکان است .
81- Andy wrote carefully his essay .
با افعال متعدی قید معمولا بعد از مفعول بکار می رود بایستی اینطور گفت :
Andy wrote his essay carefully .
نکته : اگر مغعول جمله طولانی باشد قید جمله بعد از فعل متعدی بکار می رود مثلا :
She wrote carefully all the assays she had to do .
82- Is the room enough large for you ?
صفات قبل از کلمه enough بکار می روند .
83- I told Liz to not come on Monday .
در عباراتی که مصدر با to منفی می باشد not قبل از to بکار می رود .
84- all people are not hard-working .
این جمله نادرست است چرا اینکه همه ی مردم تنبل تلقی می شوند بلکه بایستی اینطور گفت :
Not all people are hard –working .
85- The teacher asked me what games did I play.
در سوالات غیر مستقیم یا اصطلاحا indirect) ) فاعل ابتدا و بعد فعل قرار می گیرد بایستی اینطور گفت :
The teacher asked me what games I played .
86- I touched with my hand the ball .
مفعول افعال متعدی یا اصطلاحا ( transitive ) مستقیما بعد از فعل بکار می رود . بایستی اینطور گفت :
I touched the ball with my hand .
87- I showed to her some of my stamps .
در این جمله مفعول غیر مستقیم بعد از مفعول مستقیم بکار می رود بایستی اینطور گفت :
I showed some of my stamp to her or I showed her some of my stamp .
88- My uncle has a garden very large .
صفت را باید جایی قرار دهیم که آن اسم را توصیف می کند بایستی اینطور گفت :
My uncle has a very large garden .
89- The ordered goods haven’t arrived .
این جمله نادرست است بلکه بایستی The goods ordered بکار برد چرا اینکه این عبارت کوتاه شده فرم the goods which have been ordered می باشد .
90- A girl has a pony who is in our class .
عبارت نسبی یا اصطلاحا ( relative clause ) را بعد از اسم باید قرار دهیم بایستی اینطور گفت :
A girl who is on our class has a pony .
91- The Sara will go to the England .
از حرف تعریف the برای اشخاص استفاده نمیکنیم بلکه از این حرف تعریف قبل از نام رودخانه ها – دریاها – اقیانوس ها – سلسله جبال کوه ها – خلیج ها – جزایر و برخی از کشورها و استان ها استفاده می کنیم .
92- the bravery is a great virtue .
با اسامی مطلق یا اصطلاحا (abstract ) از حرف اضافه the استفاده نمی کنیم اما اگر اسامی مطلق در معنای کلی و عمومی بکار رود از این حرف تعریف استفاده می شود مثلا :
The bravery of the Spartans was renowned .
93- The gold is a precious metal .
با اسامی مواد تشکیل دهنده یا اصطلاحا (material nouns ) در معنای کلی از حرف تعریف the استفاده نمی کنیم اما در معناو مفهوم خصوصی بایستی از این حرف تعریف استفاده کرد مثلا :
The coal from the Midland is exported to many countries.
94- Tina speaks the English very well .
از حرف تعریف the برای نام زبان ها استفاده نمی کنیم اما می توان اینطور بگوییم :
Tina speaks the English language .
95- My favorite game is the football.
از حرف تعریف the نمی توان برای نام بازی ها استفاده کرد .
96- The cholera is a dreadful disease .
از حرف تعریف the نمی توان برای نام بیماری ها استفاده کرد .
97- The red is my favorite color .
از حرف تعریف the نمی توان برای رنگ ها استفاده کرد .
98- We will start after the breakfast .
از حرف تعریف the نمی توان برای وعده های غذایی استفاده کرد .
99- The sight is one of the five senses .
حرف تعریف the برای بیان حواس پنچگانه بکار نمی رود .
100- The man is born a sinner .
در این جمله کلمه man به نژاد انسان اشاره می کند که بدون حرف تعریف the بکار می رود اما اگر به جای کلمه man در این جمله کلمه mankind بکار رود بایستی از حرف تعریف the استفاده شود مثلا :
Disease is the enemy of mankind .
101- My brother goes to the school .
اگر برای رفتن به مدرسه از حرف تریف the استفاده شود به این معناست که فرد برای دیدن مدرسه به آنجا می رود نه برای درس خواندن ! اما اگر بدون حرف تعریف the بکار رود دال بر دانش آموز بودن آن فرد است .
102- The nature is beautiful in spring .
کلمه nature اگر به معنای ذات و خوی یک فرد و یا یک حیوان باشد با حرف تعریف the بکار می رود مثلا :
It is the nature of a dog to be faithful .
اما در جمله بالا کلمه nature چون به معنای طبیعت است بایستی بدون حرف تعریف the بکار رود .
103- A thief is danger to society .
کلمه society اگر به معنای جامعه گروهی از مردم باشد یا به معنای جمعی از افراد بایستی از حرف تعریف the استفاده کرد مثلا :
The society of greeks are base on freedom or I enjoy the society of my friends.
اما در جمله بالا این کلمه به معنا کلی جامعه می باشد که نباید با حرف تعریف the بکار رود .
104- I found a work at the bank .
از حرف تعریف نامعین a قبل از کلماتی همچون work / health / permission / fun نباید استفاده کنیم .
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 23:27 |
بازدید : 147 |
نویسنده :
sawman
| ( )
|
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 23:27 |
بازدید : 149 |
نویسنده :
sawman
| ( )
|
روشهاي تربيت نسل منتظر
انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو و کساني که آشنايي کمتري با امام عصر، حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) دارند، کار بسيار سخت و در عين حال، باظرافتي است و کمترين کجسليقگي در آن، باعث وازدگي از اين فرهنگ خواهد شد. زيرا فرهنگ مهدويت، فرهنگ ارزشها و همان فرهنگ دين است و همانطور که انتقال ارزشهاي ديني بدون ظرافتهاي خاصّ خود، ممکن نيست، انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو و تربيت آنها به عنوان نومنتظرانِ ظهور حضرت (عليه السلام) نيز، بدون شيوههاي خاصّ خود ممکن نخواهد بود.
بحث در اين موضوع را با اين سؤال آغاز ميکنيم که فرهنگ مهدويت و انتظار چيست؟ و اهدافي که ما با انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو به دنبال تأمين آنها هستيم، کدامند؟ فرهنگ مهدويت قبل از اينکه به نجات و رستگاري بشر در آينده مربوط باشد، به زمان حال و الآن جامعۀ شيعه مربوط است. بدون شک، شيعه بودنِ يک فرد در زمانِ ما، در گرو اعتقاد و التزام به امامت امام زمان (عليه السلام) است زيرا در آموزههاي شيعي آمده است که در هر عصري، امامي از طرف خداوند براي مردم تعيين شده و ايمان و اسلام فرد، جز به شناخت او و اقرار و التزام به امامتش، پذيرفته نخواهد بود. و بدون اين امر، رهايي از پيآمدهاي مرگ، به سان مرگ در دوران جاهليت، ممکن نيست. پس بايد به فرزندانمان بياموزيم «مهدي» کيست؟ و چه نقشي در زندگي ما دارد؟ فرزندانمان بايد بدانند مهدي (عليه السلام) امامي است که خداوند براي بشريت تعيين کرده و سعادت اخروي آنها در گرو اعتقاد و التزام به امامت اوست. بنابراين اولين هدفي که ما در انتقال فرهنگ مهدويت به دنبال تأمين آن هستيم، سعادتمند شدن فرزندانمان در آخرت است. زيرا سعادت اخروي نسل نو، با اعتقاد به امامت امامي که الآن در غيبت بوده و دسترسي به او براي ما ممکن نيست، گره خورده است.
دومين هدفي که ما به دنبال تأمين آن هستيم، تربيت زمينهسازان ظهور است. بدون ترديد ظهور امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) مرهون زمينهسازي و آمادگي عمومي مردم جهت پذيرش امر ظهور است. مردمِ معقتد به امام زمان (عليه السلام)، بايد زمينه را براي ظهور آن حضرت فراهم کنند و اين امر، به شناساندن وضعيت مطلوب و ايدهآل، به جهانيان ممکن خواهد بود. زيرا اگر جامعۀ بشري وضعيت مطلوب و حيات برتري را که در جامعۀ مهدوي به مردم وعده داده شده است، بشناسند، زودتر از مکاتب ديگر مأيوس شده و مشتاق تحقّق جامعۀ آرماني مهدوي ميشوند بنابراين يکي ديگر از اهداف انتقال فرهنگ انتظار به نسل نو، در واقع آشنا کردن آنها با وضعيت ايدهآل جامعۀ بشري، به منظور شناخت جايگاه وضعيت موجود، و سپس شناساندن وضعيت ايدهآل به جامعۀ جهاني توسط آنهاست. نسل نو بايد وضعيت ايدهآلي را که در جامعۀ مهدوي تحقّق خواهد يافت، بشناسد، تا بتواند جايگاه و وضعيت موجود را مورد نقد و بررسي قرار دهد. زيرا کسي که وضعيت ايدهآل را نشناسد، کاستيهاي وضعيت موجود را نيز نخواهد شناخت و در اين صورت، چه بسا ممکن است مانند آن باصطلاح انديشمند امريکايي، وضعيت موجود را بهترين وضعيتي بداند که براي بشريت دستيافتني است لذا يکي از اصليترين اهداف انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو، شناساندن کاستيهاي وضعيت موجود به آنها و جلوگيري از رضايت به حال کنوني جامعه است. نسل نو بعد از شناخت کاستيهاي وضعيت موجود، تلاش ميکند تا وضعيت ايدهآل بشري را براي جهانيان تبيين نمايد و تبيين وضعيت ايدهآل براي جهانيان باعث پيدايش شوق و رغبت در آنها نسبت به تحقّق چنين وضعيت خواهد شد و پيدايش اين اشتياق جهاني، يکي از مقدّمات ظهور صاحب الزّمان، مهدي موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) است. در غير اين صورت امام مهدي (عليه السلام) ميبايست بيشتر از نيمي از مردم جهان را سرکوب نمايد. و چنين امري با هدف ظهور آن حضرت همخواني ندارد.
هدف ديگري که در انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو دنبال ميشود، همسانسازي شخصيت آنها با ايدهآلهاي جامعۀ آرمانيست. نسل نو با شناخت شاخصهاي انسان عصر مهدوي، تلاش ميکند خود را با اين شاخصها هماهنگ و با انسانهاي عصر ظهور همگون نمايد و اين، همان چيزي است که امروزه از آن به عنوان تربيت مدير و نيروي انساني ياد ميشود. بدون شک ياران حضرت مهدي (عليه السلام) و مديران حکومت آن حضرت، از بين همين منتظران ظهور خواهند بود، بنابراين لازم است نسل نو، هماهنگ با شاخصهاي انسان عصر مهدوي تربيت شود زيرا در غير اين صورت هرگز ظهوري رُخ نخواهد داد.
با توجّه به مطالب گذشته، پُر واضح است که يکي از ضروريترين نيازهاي نسل نو، آشنا کردن آنها با فرهنگ مهدويت و انتظار است. و يکي از اساسيترين پيشنيازهاي تأمين اين هدف، بسترسازي است. همانطور که گياه در بستر مناسب، جوانه زده و رشد ميکند و پرورش آن، بدون فراهم نمودن آب و خاک و هواي مناسب ممکن نيست، پرورش نسل نو و تبديل آنها به نومنتظران ظهور امام مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) نيز بدون بذرپاشي در بستر مناسب و فضاي سالم، ممکن نخواهد بود. بذر انديشۀ مهدويت و فرهنگ انتظار، براي جوانه زدن در وجود آدمي، نيازمند بستر و فضايي مناسب است تا رشد و نموّ نموده و در وجود آدمي ريشه دوانده و به درخت پُرميوۀ انتظارِ پويا تبديل شود. بنابراين نخستين کاري که در انتقال فرهنگ مهدويت بايد انجام شود، فضاسازي است. در غير اين صورت امر تربيت با موفقيّت کمتري همراه خواهد بود. مسلماً در امر تربيت، نميتوان براي يکايک افراد جامعه پروندۀ تربيتي تشکيل داد و بر فرض امکان چنين امري، تربيت آنها بدون فضاي مناسب تربيتي ممکن نخواهد بود. بنابراين بايد فضايي که مناسب تربيت مهدوي است، ايجاد کنيم زيرا قرار گرفتن در فضايي خاص، باعث ميشود تا افراد مطابق آن فضا حرکت کنند و اگر فضاي تربيتي ما، فضاي تربيت مهدوي نباشد، شناساندن فرهنگ انتظار به افراد در اين فضا مانند شنا کردن در خلاف جريان آب است و اما اينکه چگونه ميتوان فضا را فضاي تربيت مهدوي نمود، خود سؤال مهمي است، که پاسخ دادن به آن چندان آسان نيست. فضاسازي تربيتي چند مرحله دارد. نخست بايد در منزل فضاي تربيت مهدوي حاکم باشد يعني فرزندانمان بايد پايبندي به ارزشهاي انتظار را در خانه لمس کنند در غير اين صورت، ارزشهاي انتظار به درستي به او منتقل نخواهد شد. همانطور که فرهنگ مسواک زدن هنگام خواب بدون پايبندي والدين به اين امر، به درستي به بچه منتقل نميشود، فرهنگ انتظار نيز در وجود کودک بدون پايبندي والدين به لوازم اين فرهنگ، شکوفا نخواهد شد. مرحلۀ دوم، مرحلۀ فضاهاي آموزشي و در نگاه کلانتر، فضاي جامعه است. فضاهاي آموزشي اعم از مراکز نگهداري کودکان و دبستانها و مدارس راهنمايي و دبيرستانها و حتّي دانشگاهها بايد عطر و بوي فرهنگ مهدويت داشته باشند تا هر کسي که در اين فضاها قرار ميگيرد، معطّر به اين عطر گردد. و اگر فضاهاي آموزشي ما با فضاي منزل هماهنگ نباشد، اثرات مثبت فضاي منزل را نيز از بين خواهد برد. و مهمترين مسئلهاي که در اين مرحله قابل دقّت و تأمّل است، مسئلۀ لزوم هماهنگي نظام آموزشي با نظام ارزشي است. متون آموزشي مراکز علمي، بايد با فرهنگ مهدويت همخواني داشته باشد. در غير اين صورت تربيت همسو با فرهنگ مهدويت، بسيار سخت و بلکه غيرممکن خواهد بود.
مرحلۀ سوم، فضاي جامعه است. جامعهاي که در انتظار حکومت مهدي (عليه السلام) است با جوامع ديگر تفاوت بسياري دارد. در اين جامعه ارزشهاي انتظار و ويژگيهاي عصر ظهور به فراواني يافت ميشود. حال اگر فضاي حاکم بر جامعه، فضاي فرهنگ انتظار نباشد، تربيت نسل نو و آشنا کردن آنها با فرهنگ انتظار در اين فضا، بسيار مشکل خواهد بود.
مسئلۀ ديگري که در انتقال فرهنگ انتظار حائز اهميت است، مسئلۀ توجّه به مخاطب است. مسلماً مخاطبان گفتمان مهدويت و فرهنگ انتظار به گروههاي مختلف سني و علمي تقسيم ميشوند.
نخست کودکان هستند. که انتقال فرهنگ مهدويت و انتظار به آنها، تنها به روش عملي ممکن است. زيرا نميتوان براي تفهيم فرهنگ مهدويت به کودک، از استدلال کمک گرفت بنابراين براي آشنا کردن کودکان با فرهنگ انتظار کافيست فضاي منزل و مدرسه، به فضاي انتظار و ارزشهاي آن تبديل شود.
مسئلۀ ديگري که در انتقال فرهنگ مهدويت به کودکان اهميت دارد، گره زدن اين فرهنگ با علايق کودکانه است. مثلاً کودکان به عيدي گرفتن و قصّه، علاقه زيادي دارند. در انتقال فرهنگ مهدويت ميتوان از همين علاقۀ کودک استفاده کرده و اين فرهنگ را در قالب قصّههاي جذّاب کودکانه به او منتقل نمود و يا ميتوان به مناسبتهاي مختلفي مثل روز نيمۀ شعبان يا روز به امامت رسيدن امام مهدي (عليه السلام)، به کودکان عيدي و هديه داد و البته عيدي و هديهاي که در اين روز به کودک داده ميشود، بايد حداقل با هدايايي که کودک به مناسبتهاي ديگر دريافت ميکند، همسنگ و همشأن باشد. و به عبارت ديگر بايد کاري کرد که کودک به انتظار آمدن اين روزها لحظهشماري کند.
گروه دوم، گروه نوجوانان و جوانان هستند که ميتوان با تهيۀ درسنامههاي مهدويت که متناسب با اين سن و سال است و همچنين رمانهاي جذّاب با اقتباس از فرهنگ مهدويت، و فيلم و مانند اين امور، آنها را با فرهنگ مهدويت آشنا کرد. و عمدهترين چالش، در انتقال فرهنگ انتظار به اين گروه، ايجاد نياز در آنهاست. ما بايد در برخورد با اين گروه سني، پرسشهايي را که تنها گفتمان مهدويت جوابگوي آنهاست، در ذهن آنها ايجاد کنيم و سپس از آنها بخواهيم جواب آنها را پيدا کنند و خود ما نيز در رسيدن به پاسخهاي درست، آنها را ياري کنيم.
گروه سوم، فرهيختگان جامعه هستند. اين گروه به دليل مطالعات که دربارۀ آخرالزّمان و آيندۀ بشريت دارند، با چالشهايي در زمينۀ مهدويت مواجه هستند. در انتقال فرهنگ مهدويت به اين گروه، کافيست اين چالشها را برطرف کنيم و اين مهم با نوشتن کتابها و مقالات علمي و مدّ نظر قراردادن سؤالها و شبهات جديدي که در عرصۀ مهدويت و آخرالزّمان مطرح شده، حاصل ميشود.
در آخر درس را دوباره تکرار ميکنيم که فرهنگ مهدويت و انتظار، فرهنگ ارزشها و فرهنگ دين است و القاء فرهنگ ديني به ديگران، محتاج ظرافتهاي خاصّ خود است و افراط در القاء اين فرهنگ، باعث دلزدگي از آن ميشود و همانطور که تفريط در القاء اين فرهنگ، نکوهيده و ناپسند است، افراط در آن نيز مذموم و ناپسند است.
انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو و کساني که آشنايي کمتري با امام عصر، حضرت مهدي (عج) دارند، کار بسيار سخت و در عين حال، باظرافتي است و کمترين کجسليقگي در آن، باعث وازدگي از اين فرهنگ خواهد شد.
فرهنگ مهدويت، فرهنگ ارزشها و همان فرهنگ دين است و همانطور که انتقال ارزشهاي ديني بدون ظرافتهاي خاصّ خود، ممکن نيست، انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو و تربيت آنها به عنوان نومنتظرانِ ظهور حضرت (عليه السلام) نيز، بدون شيوههاي خاصّ خود ممکن نخواهد بود.
بدون شک، شيعه بودنِ يک فرد در زمانِ ما، در گرو اعتقاد و التزام به امامت امام زمان (عليه السلام) است زيرا در آموزههاي شيعي آمده است که در هر عصري، امامي از طرف خداوند براي مردم تعيين شده و ايمان و اسلام فرد، جز به شناخت او و اقرار و التزام به امامتش، پذيرفته نخواهد بود. و بدون اين امر، رهايي از پيآمدهاي مرگ، به سان مرگ در دوران جاهليت، ممکن نيست.
بايد به فرزندانمان بياموزيم «مهدي» کيست؟ و چه نقشي در زندگي ما دارد؟ فرزندانمان بايد بدانند مهدي (عليه السلام) امامي است که خداوند براي بشريت تعيين کرده و سعادت اخروي آنها در گرو اعتقاد و التزام به امامت اوست.
اولين هدفي که ما در انتقال فرهنگ مهدويت به دنبال تأمين آن هستيم، سعادتمند شدن فرزندانمان در آخرت است. زيرا سعادت اخروي نسل نو، با اعتقاد به امامت امامي که الآن در غيبت بوده و دسترسي به او براي ما ممکن نيست، گره خورده است.
دومين هدفي که ما به دنبال تأمين آن هستيم، تربيت زمينهسازان ظهور است. بدون ترديد ظهور امام زمان(عج) مرهون زمينهسازي و آمادگي عمومي مردم جهت پذيرش امر ظهور است. مردمِ معقتد به امام زمان (عليه السلام)، بايد زمينه را براي ظهور آن حضرت فراهم کنند و اين امر، به شناساندن وضعيت مطلوب و ايدهآل، به جهانيان ممکن خواهد بود.
اگر جامعۀ بشري وضعيت مطلوب و حيات برتري را که در جامعۀ مهدوي به مردم وعده داده شده است، بشناسند، زودتر از مکاتب ديگر مأيوس شده و مشتاق تحقّق جامعۀ آرماني مهدوي ميشوند بنابراين يکي ديگر از اهداف انتقال فرهنگ انتظار به نسل نو، در واقع آشنا کردن آنها با وضعيت ايدهآل جامعۀ بشري، به منظور شناخت جايگاه وضعيت موجود، و سپس شناساندن وضعيت ايدهآل به جامعۀ جهاني توسط آنهاست.
نسل نو بايد وضعيت ايدهآلي را که در جامعۀ مهدوي تحقّق خواهد يافت، بشناسد، تا بتواند جايگاه و وضعيت موجود را مورد نقد و بررسي قرار دهد. زيرا کسي که وضعيت ايدهآل را نشناسد، کاستيهاي وضعيت موجود را نيز نخواهد شناخت و در اين صورت، چه بسا ممکن است مانند آن باصطلاح انديشمند امريکايي، وضعيت موجود را بهترين وضعيتي بداند که براي بشريت دستيافتني است.
يکي از اصليترين اهداف انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو، شناساندن کاستيهاي وضعيت موجود به آنها و جلوگيري از رضايت به حال کنوني جامعه است. نسل نو بعد از شناخت کاستيهاي وضعيت موجود، تلاش ميکند تا وضعيت ايدهآل بشري را براي جهانيان تبيين نمايد و تبيين وضعيت ايدهآل براي جهانيان باعث پيدايش شوق و رغبت در آنها نسبت به تحقّق چنين وضعيت خواهد شد و پيدايش اين اشتياق جهاني، يکي از مقدّمات ظهور صاحب الزّمان، مهدي موعود(عج) است.
هدف ديگري که در انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو دنبال ميشود، همسانسازي شخصيت آنها با ايدهآلهاي جامعۀ آرمانيست. نسل نو با شناخت شاخصهاي انسان عصر مهدوي، تلاش ميکند خود را با اين شاخصها هماهنگ و با انسانهاي عصر ظهور همگون نمايد و اين، همان چيزي است که امروزه از آن به عنوان تربيت مدير و نيروي انساني ياد ميشود.
يکي از ضروريترين نيازهاي نسل نو، آشنا کردن آنها با فرهنگ مهدويت و انتظار است. و يکي از اساسيترين پيشنيازهاي تأمين اين هدف، بسترسازي است. همانطور که گياه در بستر مناسب، جوانه زده و رشد ميکند و پرورش آن، بدون فراهم نمودن آب و خاک و هواي مناسب ممکن نيست، پرورش نسل نو و تبديل آنها به نومنتظران ظهور امام مهدي(عج) نيز بدون بذرپاشي در بستر مناسب و فضاي سالم، ممکن نخواهد بود.
بذر انديشۀ مهدويت و فرهنگ انتظار، براي جوانه زدن در وجود آدمي، نيازمند بستر و فضايي مناسب است تا رشد و نموّ نموده و در وجود آدمي ريشه دوانده و به درخت پُرميوۀ انتظارِ پويا تبديل شود. بنابراين نخستين کاري که در انتقال فرهنگ مهدويت بايد انجام شود، فضاسازي است. در غير اين صورت امر تربيت با موفقيّت کمتري همراه خواهد بود.
بايد فضايي که مناسب تربيت مهدوي است، ايجاد کنيم زيرا قرار گرفتن در فضايي خاص، باعث ميشود تا افراد مطابق آن فضا حرکت کنند و اگر فضاي تربيتي ما، فضاي تربيت مهدوي نباشد، شناساندن فرهنگ انتظار به افراد در اين فضا مانند شنا کردن در خلاف جريان آب است و اما اينکه چگونه ميتوان فضا را فضاي تربيت مهدوي نمود، خود سؤال مهمي است.
بايد در منزل فضاي تربيت مهدوي حاکم باشد يعني فرزندانمان بايد پايبندي به ارزشهاي انتظار را در خانه لمس کنند در غير اين صورت، ارزشهاي انتظار به درستي به او منتقل نخواهد شد. فضاهاي آموزشي اعم از مراکز نگهداري کودکان و دبستانها و مدارس راهنمايي و دبيرستانها و حتّي دانشگاهها بايد عطر و بوي فرهنگ مهدويت داشته باشند تا هر کسي که در اين فضاها قرار ميگيرد، معطّر به اين عطر گردد.
اگر فضاهاي آموزشي ما با فضاي منزل هماهنگ نباشد، اثرات مثبت فضاي منزل را نيز از بين خواهد برد. و مهمترين مسئلهاي که در اين مرحله قابل دقّت و تأمّل است، مسئلۀ لزوم هماهنگي نظام آموزشي با نظام ارزشي است. متون آموزشي مراکز علمي، بايد با فرهنگ مهدويت همخواني داشته باشد. در غير اين صورت تربيت همسو با فرهنگ مهدويت، بسيار سخت و بلکه غيرممکن خواهد بود.
جامعهاي که در انتظار حکومت مهدي(ع) است، با جوامع ديگر تفاوت بسياري دارد. در اين جامعه ارزشهاي انتظار و ويژگيهاي عصر ظهور به فراواني يافت ميشود. حال اگر فضاي حاکم بر جامعه، فضاي فرهنگ انتظار نباشد، تربيت نسل نو و آشنا کردن آنها با فرهنگ انتظار در اين فضا، بسيار مشکل خواهد بود.
کودکان؛ که انتقال فرهنگ مهدويت و انتظار به آنها، تنها به روش عملي ممکن است. زيرا نميتوان براي تفهيم فرهنگ مهدويت به کودک، از استدلال کمک گرفت بنابراين براي آشنا کردن کودکان با فرهنگ انتظار کافيست فضاي منزل و مدرسه، به فضاي انتظار و ارزشهاي آن تبديل شود.
مسئلهاي که در انتقال فرهنگ مهدويت به کودکان اهميت دارد، گره زدن اين فرهنگ با علايق کودکانه است. مثلاً کودکان به عيدي گرفتن و قصّه، علاقه زيادي دارند. در انتقال فرهنگ مهدويت ميتوان از همين علاقۀ کودک استفاده کرده و اين فرهنگ را در قالب قصّههاي جذّاب کودکانه به او منتقل نمود و يا ميتوان به مناسبتهاي مختلفي مثل روز نيمۀ شعبان يا روز به امامت رسيدن امام مهدي(ع)، به کودکان عيدي و هديه داد و به عبارت ديگر بايد کاري کرد که کودک به انتظار آمدن اين روزها لحظهشماري کند.
گروه نوجوانان و جوانان؛ که ميتوان با تهيۀ درسنامههاي مهدويت که متناسب با اين سن و سال است و همچنين رمانهاي جذّاب با اقتباس از فرهنگ مهدويت، و فيلم و مانند اين امور، آنها را با فرهنگ مهدويت آشنا کرد. و عمدهترين چالش، در انتقال فرهنگ انتظار به اين گروه، ايجاد نياز در آنهاست. ما بايد در برخورد با اين گروه سني، پرسشهايي را که تنها گفتمان مهدويت جوابگوي آنهاست، در ذهن آنها ايجاد کنيم و سپس از آنها بخواهيم جواب آنها را پيدا کنند و خود ما نيز در رسيدن به پاسخهاي درست، آنها را ياري کنيم.
فرهيختگان جامعه؛ اين گروه به دليل مطالعات که دربارۀ آخرالزّمان و آيندۀ بشريت دارند، با چالشهايي در زمينۀ مهدويت مواجه هستند. در انتقال فرهنگ مهدويت به اين گروه، کافيست اين چالشها را برطرف کنيم و اين مهم با نوشتن کتابها و مقالات علمي و مدّ نظر قراردادن سؤالها و شبهات جديدي که در عرصۀ مهدويت و آخرالزّمان مطرح شده، حاصل ميشود.
فرهنگ مهدويت و انتظار، فرهنگ ارزشها و فرهنگ دين است و القاء فرهنگ ديني به ديگران، محتاج ظرافتهاي خاصّ خود است و افراط در القاء اين فرهنگ، باعث دلزدگي از آن ميشود و همانطور که تفريط در القاء اين فرهنگ، نکوهيده و ناپسند است، افراط در آن نيز مذموم و ناپسند است.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 23:27 |
بازدید : 143 |
نویسنده :
sawman
| ( )
|
امیرالمومنین علیه السلام انتظروا الفرج ولا تیاسوا من روح الله, فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج و المنتظر للفرج کالمتشحط بدمه فی سبیل الله بحارالانوار , ج ۵۲, ص ۱۲۳ انتظار فرج بکشید و از رحمت خدا ناامید نگردید, زیرا محبوب ترین اعمال نزد خدای عزوجل, انتظار فرج است و همانا منتظران فرج مانند شهیدانی هستند که در راه خدا, در خون خود می غلتند
رسول اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم:) طوبی للصابرین فی غیبته، طوبی للمقیمین علی محبته. ینابیع الموده، ج ۳، ص ۱۰۱ .خوشا به حال صبر کنندگان در ایام غیبتش، خوشا به حال پایداران بر دوستی و محبتش.
امیرالمومنین (علیهالسلام:) انتظروا الفرج ولا تیاسوا من روحالله، فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج... و المنتظر للفرج کالمتشحط بدمه فی سبیل الله.بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۳. انتظار فرج بکشید و از رحمت خدا ناامید نگردید، زیرا محبوبترین اعمال نزد خدای عزوجل، انتظار فرج است و همانا منتظران فرج مانند شهیدانی هستند که در راه خدا، در خون خود میغلتند.
امام حسین (علیهالسلام:) ... اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب، بمنزله المجاهد بالسیف بین یدی رسولالله صلیالله علیه و آله. اعلام الوری، ص۳۸۴ ... به تحقیق که صبر کنندگان در غیبتش بر اذیتها و تکذیبها مانند مجاهدان با شمشیر در سپاه پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم) هستند.
امام زینالعابدین (علیهالسلام:) من ثبت علی و لایتنا فی غیبه قائمنا، اعطاه الله اجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد. کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۱۲. هرکه در دوران غیبت قائم ما، بر ولایت ما ثابت قدم باشد، خداوند پاداش هزار شهید مانند شهدای بدر و احد را به او عطا میفرماید.
امام صادق (علیهالسلام:) المنتظر للثانی عشر کالشاهر سیفه بین یدی رسولالله صلیالله علیه و آله یذب عنه. غیبت نعمانی، ص ۴۱. کسی که منتظر امام دوازدهم است مانند کسی است که در کنار رسول خدا (صلیالله علیه و آله و سلم) و برای دفاع از آن حضرت شمشیر میزند.
امام موسی کاظم (علیهالسلام:) طوبی لشیعتنا المتمسکین بجبنا فی غیبه قائمنا، الثابتین علی موالاتنا و البراءه من اعدائنا، اولئک منا و نحن منهم و قد رضوا بنا ائمه و رضینا بهم شیعه، طوبی لهم ثم طوبی لهم، هم والله معنا فی درجتنا یوم القیامه. الزام الناصب، ص ۶۸. خوشا به به حال شیعیان ما که در غیبت قائم ما بر ما محبت و ولایت و بیزاری از دشمنان ما پایدار ماندند، آنها از ما و ما از آنهاییم و همانا آنان امامت ما را پذیرفتند، ما هم آنها را به عنوان شیعیان خود پذیرفتیم. خوشا به حال آنها و باز هم خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در کنار ما در روز قیامتاند.
امام رضا (علیهالسلام:) ما احسن الصبر و انتظار الفرج منتخب الاثر، ص ۴۹۶. چه بهتر است صبر کردن و انتظار فرج کشیدن. ۱ امام جواد (علیهالسلام:) افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج غیبت نعمانی، ص ۱۸۰. برترین اعمال شیعیانمان، انتظار فرج است.
امام هادی (علیهالسلام:) لولا من یبقی بعد غیبه قائمکم من العلماء الداعین الیه، و الدالین علیه، و الذابین عن دینه بحجج الله و المنقذین للضعفاء من عبادالله من شباک ابلیس و مردته، لما بقی احد الا ارتد عن دین الله. ولکنهم یمسکون ازمه قلوب ضعفاء الشیعه کما یمسک صاحب السفینه سکانها، اولئک هم الافضلون عندالله عزوجل. بحارالانوار، ج ۵۱، ص۱۵۶ . اگر نه این بود که پس از غیبت قائم آل محمد، برخی از علما وجود دارند که به سوی او دعوت میکنند و مردم را به حضرتش سوق میدهند و از دینش با استدلالهای الهی حمایت میکنند و ضعیفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابلیس و یارانش، رهایی میبخشند، پس به تحقیق هیچکس نمیماند جز اینکه از دین خدا بر میگشت. ولی آن عالمان زمان قلوب ضعفای شیعه را میگیرند همان گونه که ناخدای کشتی، سکان و فرمان کشتی را میگیرد و پس آنها نزد خدای عزوجل از همه برترند.
● دیدگاه امام خمینی(ره) در مورد انتظار و مهدویت
الف) یک دسته میگفتند ... که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه میگذرد، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند انشاءالله درست میکنند.
ب) بعضیها انتظار فرج را به این میدانند که ... بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان(عج) را از خداوند بخواهند.
ج) یک دستهای میگفتند باید عالم پر از معصیت بشود تا آن حضرت بیاید. یک دستهای از این بالاتر بودند، میگفتند باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پراز جور و ظلم بشود و حضرت(عج) تشریف بیاورند.
هـ)یک دسته دیگری بودند که میگفتند هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است ... در صورتی که آن روایات که هرکس علم بلند کند علم مهدی به عنوان مهدویت بلند کند انتظار از نظر امام خمینی(ره) زمانی مفهوم واقعی و اساسی مییابد که با امید به قدرت رسیدن اسلام معنا شود. ایشان میفرماید: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است، باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور انشاءالله تهیه شود منتظر از نظر ایشان باید در جهت منویات حضرت ولیعصر(عج) تلاش کند. امام میفرمایند: البته این پر کردن دنیا از عدالت، اگر میتوانستیم میکردیم، اما چون نمیتوانیم بکنیم ایشان باید بیاید.
بنابراین از نظر امام (ره) وظیفه منتظران واقعی تلاش برای تحقق اهدافی است که با ظهور آن امام معصوم به طور کامل، محقق میشود. حضرت امام(ره) در سراسر دوران مبارزه هرگز هدف خود را محدود به از بین بردن استبداد داخلی و مبارزه با استعمار خارجی در کشور نکرده بودند، بلکه به دنبال حاکمیت اسلام در سراسرجهان و کوتاه کردن دست ابرقدرتها از همه کشورهای اسلامی بودند. ایشان حرکت خود را در راستای قیام جهانی موعود(ع) میدیدند و انقلاب اسلامی ایران را مقدمهای برای انقلاب عظیم مهدوی ارزیابی میکردند.
حضرت امام خمینی(ره) میفرمودند: مسئولان باید بدانند که انقلاب محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد، مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که برعهده دارند، منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد، باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید و این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است، منصرف کند بنابراین، انتظار در قاموس امام خمینی(ره) مفهومی جز آمادگی فردی و اجتماعی برای برپایی دولت کریمه حضرت ولیعصر (ارواحنا فدا) ندارد.
حضرت امام واژه انتظار را که سالها با سکون و سکوت، تحمل ظلم، دم فروبستن و در یک کلمه ماندن و در جا زدن به امید بر آمدن دستی از غیب، مرادف شده بود، از این معنا خارج کرد و این بار انتظار نه به عنوان عاملی برای خاموش ساختن روح سرکش اجتماع، بلکه به عنوان ابزاری برای دگرگون کردن وضع موجود و حرکت به سوی آینده موعود به کار گرفته شد.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
سهشنبه 05 بهمن 1395 ساعت 14:26 |
بازدید : 156 |
نویسنده :
sawman
| ( )
|
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
سهشنبه 05 بهمن 1395 ساعت 14:26 |
بازدید : 168 |
نویسنده :
sawman
| ( )
|
دانلود آهنگ احساسی حرمت با صدای علی ارشدی

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
سهشنبه 05 بهمن 1395 ساعت 14:26 |
بازدید : 168 |
نویسنده :
sawman
| ( )
|
دانلود آهنگ زیبای باور با صدای پیام مقامی (حتما دانلود کنین )

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
سهشنبه 05 بهمن 1395 ساعت 14:26 |
بازدید : 152 |
نویسنده :
sawman
| ( )
|
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
|
سهشنبه 05 بهمن 1395 ساعت 14:26 |
بازدید : 149 |
نویسنده :
sawman
| ( )
|
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0